![]() |
![]() |
|
|
رفته بودم سر حوض تا ببينم شايد عكس تنهايي خود را در آب آب در حوض نبود . ماهيان مي گفتند: "هيچ تقصير درختان نيست" ظهر دم كرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشويه نشست و عقاب خورشيد آمد او را به هوا برد كه برد. به درك راه نبرديم به اكسيژن آب. برق از پولك ما رفت كه رفت. ولي آن نور درشت عكس آن ميخك قرمز در آب كه اگر باد مي آمد دل در پشت چين هاي تغافل مي زد چشم ما بود روزني بود بر اقرار بهشت. تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت كن و بگو "ماهيان حوضشان بي آب است" باد مي رفت به سر وقت چنار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 12:15 توسط عاطفه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اولش فقط سه تا همکلاسی بودیم، بی تفاوت از کنار هم رد
می شدیم، اما حالا که نگاه می کنیم سه تا دوستیم، سه دوست جدانشدنی که تصمیم داریم لحظه لحظه های زندگیمون رو با وجود هم معنا ببخشیم. در یک جمله سه تا رفیق بامرام . زهرا، عاطفه و الهام. تجلی بخش اتحاد سه قوم اصیل ایرانی؛ ترک، لر و کرد. سه تامون دانشجوی عمران دانشگاه بوعلی ورودی 85 هستیم. دیدیم خیلی دلمون گرفته، گفتیم یه جا پیدا کنیم درد دلامونو توش بنویسم. پس یه وبلاگ ساختیم اسمش هم گذاشتیم « انعکاس صبح » تا گفته باشیم: گرچه شب تاریک است، دل قوی دار که سحر نزدیک است. ما نیز در تلاشیم تا انعکاس دهنده ی صبح باشیم. در انتها متذکر می شویم که مطالب این وبلاگ کاملا شخصی ست و مخاطب خاصی ندارد. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 |
| نویسندگان |
|
الهام زهرا عاطفه علی و سپیده سپیده و علی |
| پیوندها |
|
راه کوبیده/مهدی پور رحیم روز نوشته ها/رضا نامداری |
|
RSS
|